خرید بک لینک

97/1/13

از امروز طاها جون با شیر مامانش خداحافظی کرد.

تا آخر شب شیرشو خورد،ساعت 4 صبح از خواب بیدار شد کلی گریه کرد،خیلیم سختم بود که گریشو میبینم ولی دیگه بهش ندادیم.girl_cray.gif

دیگه از شیر ناامید شد،ازمون غذا خواست که مامان جون آذر غذا واسش گرم کرد و بهش دادیم.coie_feedbaby.gif

تا ساعت 6 صبح بیدار بود ولی بالاخره خوابید.Night

از خوابم که بیدار شد خداروشکر دیگه سراغشو نگرفت و براحتی کنار گذاشتش.

چند روزی همدان بودیم،مامان جون ،بابا جون و خاله جونش حسابی سرشو گرم کردن تا فراموشش کنه.

دیگه هر کاریم دوست داشت انجام میداد،کسی هم جرات نداشت چیزی بهش بگه،خیلی خودمو کنترل میکردم چیزی نگم.

حسابی به بستنی و شیر پاکتی عادت کرده و ماشاالله تقریبا روزی یدونه بستنی و 4-5 پاکت شیر میخوره.

طوری شده که بابا حسین میگه فکر کنم باید از شیر پاکتیم باید بگیریمش.

اردیبهشت 97: پاکتی خوردن طاهایی انقدر زیاد و افراطی شده بود که بالاخره بعد از 1 ماه خوردن،تصمیم گرفتیم بجای پاکتی که مواد نگهدارنده داره شیر پاستوریزه معمولی بهش بدیم.

خداروشکر زودی عادت کرد،کلا بچه بهونه گیر و اذیتکاری نیست و زود با شرایط کنار میاد،قربونش برم.

برچسب: نویسنده: شیوا جعفری تاريخ: پنجشنبه 11 مرداد 1397 ساعت: 17:09

صفحه بندی