96/12/8
طاها جونم صحبت کردنش خیلی کامل شده و ماشاالله جملاتشو کامل میگه![]()
جرات نداریم بهش تذکر بدیم سریع میگه "دعباش نکن مامانی یا بابا حسینی" 

جدیدا به زور حموم میبریمش،میگه گریه میکنم بعدشم میزنه زیر گریه.![]()
از اسباب بازیاش یه خرسی که مامان جون(آذر) واسش خریده،خیلی دوست داره.![]()
به من و باباش ابراز علاقه نشون میده و میگه "دوستت دارم مامانی یا بابا حسینی."

به مامان پری میگه مامان جونی،به بابا صمدم میگه بابا سَعی.
داره 4 تا دندون آخریاشو درمیاره که اگه در بیان 20 تا دندون داره.![]()

با ماشین بزرگش(کادوی تولد 1 سالگیش) خیلی بازی میکنه و دوستش داره ولی اصلا یا به ندرت روش میشینه،ققط یا با چرخاش بازی میکنه یا هولش میده و راش میبره و میگه "دورم میزنم"![]()

صندلی رو برعکس میکنه،همه وسایلی که جلو دستشه رو توش میریزه بعد راش میبره. خیلی این بازیشو دوست داره.

برچسب:
نویسنده: شیوا جعفری